• پوستر

با عنایت به تاکیدهای حضرت امام خامنه ای(مد ظله العالی) در خصوص قرار گرفتن جهان در یک پیچ تاریخی بزرگ که نویدبخش پایان نظام سلطه و افول قدرت مستکبران جهان و ظهور نظمی جدید مبتنی بر عدالت محوری با نقش آفرینی ستمدیدگان جهان، همچنین ضرورت بازتعریف نقش نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران جهت صدور فرهنگ غنی انقلاب اسلامی به دیگر کشورها و راهبری دیگر ملل جهان برای عبور از دوران گذار، پژوهشکده های تابعه معاونت بین الملل سازمان بسیج مستضعفین در نظر دارند، با همکاری مراکز علمی و دانشگاهی همایش «نظام جهانی درحال تغییر؛ فرصت ها و تهدیدها» را برگزار کنند.

از اینرو از اساتید حوزه و دانشگاه، پژوهشگران، دانشجویان و صاحب نظران داخلی و خارجی دعوت می شود مقالات خود را طبق تقویم و تاریخ های تعیین شده به دبیرخانه دائمی همایش ارسال دارند.

 

فراخوان  مقاله:

یکی از مباحث بسیار مهم طرح شده در سالهای اخیر ، بحث قرار گرفتن در یک پیچ تاریخی بزرگ و لزوم عبور دقیق و حساب شده از آن از سوی مقام معظم رهبری است. رهبر انقلاب، تاریخ بشر را بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی و در آستانه تحولی عظیم برشمردند. این پیچ تاریخی را از دو منظر می توان بررسی کرد:

 

اول: بررسی ویژگیهای تمدن و فرهنگ غربی و ظهورنشانه های شکست و انحطاط و رسوایی در تمدن و فرهنگ غرب و ناتوانی تمدن و فرهنگ غربی از ارائه الگوی کارآمد برای اداره امور و نجات بشریت حتی تک‌گویی اومانیستی غرب با تولید به‌ظاهر ایدئولوژی‌های متفاوت کاپیتالیسم، سوسیالیسم، فاشیسم، نازیسم و ...  نیز نتوانسته حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد و دستاوردهای تمدنی او حتی در درون خانه‌ی خودش با چالش جدی مخاطبانش مواجه است. البته تفکیک بین نقاط مثبت و نقاط منفی غرب نیز بایستی مد نظر باشد و نفی غرب به هیچ عنوان به معنی نفی تکنولوژی و علم و پیشرفت و تجربه های علمی آنها نیست.  

 

زمانی که فوکویاما تز «پایان تاریخ» خود را می‌نوشت، برای کمتر کسی وضعیت کنونی نظام بین‌الملل قابل تصور بود. نظامی که قرار بود به‌سمت لیبرال‌دموکراسی و دهکده‌ی جهانی پیش رود امروز دستخوش تحولات عمیقی در حوزه تئوری و عمل شده است. اما در این بین وضع پرچم‌دار لیبرال‌دموکراسی هم تأمل‌برانگیز است. ایالات متحده‌ی آمریکا دیگر آن جلوه‌ی دهه‌ی نود را ندارد و با مشکلات متعددی دست و پنجه نرم می‌کند. عرصه‌هایی که روزی مظهر قدرت آمریکا بودند امروز آن روی خود را به ابرقدرت پیروز جنگ سرد نشان داده‌اند. امروز آنها نیز از احتمال تغییر قدرت (POWER SHIFT) در نظام بین‌الملل سخن می‌گویند. مجله‌ی اکونومیست یک پژوهشی انجام داد و در آن ثابت کرد که یک فرد ثروتمند از هر یک دلاری که به عنوان کمک مالی به سیاسیون پرداخت می‌کند، حدود ۲۲۰ دلار سود کسب می‌کند، زیرا آن فرد قوانین را به گونه‌ای می‌نویسد که به نفع سرمایه‌داران باشد. مثلاً مالیاتش را کم می‌کند و دیگر کارهایی که نهایتاً سود بسیاری را عاید او می‌کند. اکونومیست نتیجه‌گیری کرد که پُرسودترین سرمایه‌گذاری، سرمایه‌گذاری روی سیاست‌مداران و از طریق پول‌دادن به سیاستمدارن است، زیرا در هیچ جایی نمی‌توانید یک دلار بگذارید و ۲۲۰ دلار برداشت کنید. بنابراین اوضاع در آمریکا خوب نیست، اما غربی‌ها با قدرت رسانه‌ای‌شان این ضعف را از چشم مردم می‌پوشانند. دلیل قوت رسانه‌ای آنها هم این است که چون آمریکا با نظام سرمایه‌داری اداره می‌شود و در این نظام، فروش کالا مهم است و این‌ها از روش‌های اقناع برای فروش محصولات خود و سپس در مدیریت افکار عمومی -مانند اقناع مخاطب برای رأی‌دادن به یک نامزد- بهره بردند و موفق هم بودند. مثلاً رسانه‌ها در آمریکا کاری کردند که ۷۲ درصد مردمشان فکر می‌کنند ایران الان سلاح هسته‌ای دارد. این رسانه‌ها اخبار و تحلیل‌هایی را که علیه نظام سرمایه‌داری باشد، سانسور می‌کنند؛ مانند سخنان جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا درباره‌ی جدی نبودن تهدید هسته‌ای ایران که از دید آنها یک گاف بزرگ بود و هیچ رسانه‌ای به آن نپرداخت و در ایران هم تبعاً به آن پرداخته نشد! در حقیقت آن تفکر لیبرال‌دموکراسی که در آمریکا وجود داشت و به دلیل قدرتمندی، در اذهان بسیاری از مردم دنیا جذابیت ایجاد کرده بود، به‌تدریج پایه‌هایش سست ‌شده و در حال فرو‌پاشی است. آمریکایی‌ها چون از نظر سیاسی مشکل دارند، با این‌که قدرتمندترین ارتش دنیا هستند، هر کاری می‌کنند که سیاست‌هایشان را در دنیا جابیندازند، اما در بسیاری موارد موفق نمی‌شوند وگرنه دولتی که قدرتمندترین ارتش دنیا را دارد، نباید این‌قدر در خاورمیانه در حوزه‌ی بیداری اسلامی و دیگر مسائل مشکل پیدا کند. امروز وجهه‌ی آمریکا به خاطر عملکردش در عراق و افغانستان و دیگر کشورها بسیار افول کرده و این وجهه به جای اول برنخواهد گشت.

 

تاریخ روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که هیچ‌گاه ساختار قدرت به ویژه ساختار و نظام تک‌قطبی ثابت باقی نمانده و قدرت‌هایی جایگزین قدرت‌های دیگر می‌شوند. الان هم در محافل آمریکایی بحث می‌شود که چه کشوری و چه قدرتی جای آمریکا را خواهد گرفت؟ اولین نامزد چین است که با توجه به حجم و رشد اقتصادی و جمعیت و توانایی که دارد، می‌تواند جایگزین آمریکا شود. این یک واقعیت بین‌المللی است که هیچ هژمونی دائمی نخواهد بود و هژمونی آمریکا نیز دیر یا زود افول خواهد کرد. چالش هژمونی آمریکا در دو حوزه‌ی سخت‌افزاری و نرم‌افزاری است. هرکدام از قدرت‌های نوظهور به‌طور انفرادی یا به‌صورت ائتلافی می‌توانند در مقابل آمریکا موازنه‌سازی کنند و باعث تغییر در ساختار نظام بین‌الملل شوند.

 

دوم: انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی و تمدن اسلامی عوامل موثر جهت تغییرات در هندسه نظام جهانی شده اند. به آتش کشیدن پرچم آمریکا در شهرهای مختلف مصر، یمن، لیبی و ... و تصرف سفارتخانه‌ی رژیم صهیونیستی در قاهره و سست شدن پایه‌های حاکمیت دیگر رژیم‌های وابسته به غرب و متحد رژیم صهیونیستی، از نشانه های آن است.

به گفته خود غربی ها، انقلاب اسلامی یک نقطه‌ی عطف در روابط بین‌الملل است. ۵۰ سال پیش نمی‌شد چنین ادعا کرد، چون اتفاقی رخ نداده بود و شاخصی در دست نبود. انقلاب اسلامی از منظر غرب، یک ورودی آشوب‌ساز در نظام بین‌الملل است. ما این را می‌پذیریم که انقلاب تغییر ایجاد می‌کند و برهم‌زننده‌ی نظم و وضع موجود است. اگر بدبینانه و غیر منصفانه هم قضاوت کنیم، انقلاب اسلامی یک ورودی (Input) مُخلّ نظم جهانی بوده است و غربی‌ها می‌خواهند آب رفته را به جوی بازگردانند. آن کسانی که از پایان تاریخ به معنای هژمونی بلامنازع گفتمان لیبرالیسم سخن می‌گفتند، فکر نمی‌کردند چنین معارض گفتمانی قدرتمندی ظهور کند و مانع بر سر راه آن ایجاد کند؛ لذا اکنون می‌کوشند این مانع را بردارند و می‌گویند اگر از این مانع گفتمانی رد شویم، بقیه‌ی راه سر راست و آسان است. انقلاب اسلامی موج گفتمانی عظیمی ایجاد کرده است. تمام تلاش نظام سلطه این است که راه بازتاب و گسترش این موج را مسدود کند. به لحاظ عینی نیز شواهد آن را می‌بینیم. بعضی از کشورهای محافظه‌کار عرب می‌گویند: یک کشور عجم با حوزه‌ی عربی و مسائل آن چه کار دارد که در آن دخالت می‌کند؟ اگر انقلاب اسلامی در منطقه تأثیرگذار نباشد که لزومی ندارد چنین حرفی را بزنند.

 

همچنین بحث تمدن اسلامی که عزت‌محوری این تمدن موجب بسته شدن راه ستم و رشد، تعالی و علو اهداف را در پی دارد. هر انسانی باید به دیگری کمک کند تا عزت بیشتری داشته باشد و این، با رها کردن انسان در تمنیات و نفسانیات، به اسم آزادی، تفاوت اصولی و بنیادی دارد. اسلام در مدیریت جامعه و اداره‌ی منابع انسانی و مالی به توده‌ها توجه می‌کند و مصالح آنان را هدف سیاست‌گذاری خود قرار می‌دهد. این، به‌کلی با دموکراسی غربی متفاوت است که در آن، نخبگان به جای توده‌ها حرف می‌زنند و از طرف آن‌ها درباره‌ی منابع انسانی و مالی تصمیم می‌گیرند.

 

حال این سئوال مطرح می شود که چگونه از این پیچ تاریخی بایستی عبور کرد؟

عمل به فرمایشات مقام معظم رهبری، راه عبور از پیچ تاریخی فراروی کشور است. ایشان دریک نگاه راهبردی، از پیروزی انقلاب اسلامی تا تحقق آن پنج گام را ترسیم کرده‌اند که این پنج گام عبارت است از: 1-وقوع انقلاب اسلامی 2-تاسیس دولت اسلامی 3-تاسیس نظام جمهوری اسلامی 4-ایجاد امت اسلامی  5- شکل‌گیری تمدن اسلامی. به فرموده مقام معظم رهبری هم اکنون در حال گذار از تاسیس نظام اسلامی به امت اسلامی هستیم و چنانچه موفق به تشکیل امت اسلامی شویم راه برای شکل‌گیری تمدن اسلامی بسیار هموار و میسر می‎شود. تا وقتی که این تمدن به عنوان واقعیتی همه‌جانبه با عمق و محتوای حقیقی شکل بگیرد باید دو تا سه نسل با جدیت تمام روی این موضوع کار کنند، از تنبلی، کم کاری، عدم خودباوری بپرهیزند و به خارج از کشور امید نبندند و بدانند که با اتکا به خدا و اعتماد به توانمندی‌ها داخلی و بهره‌گیری از امدادهای غیبی می‎توان به تمدن اسلامی دست پیدا کرد.

 

ثبات قدم در حمایت از آرمانهای انقلاب و ایستادگی در برابر زیاده خواهی های دشمن با ایمان، علم و مدیریت درست اقتصادی مهمترین این زیرساخت‌ها است. باید تلاش شود تا سرمایه‌های اجتماعی به قدرت اقتصادی تبدیل شود. به حضور خدا و امدادهای غیبی در همه ابعاد و ارکان نظام باور داشته و با ایجاد محیط امن و توأم با آرامش این زیرساخت‌ها را فراهم نمود. خردورزی و سعه صدر و شجاعت و توکل به فضل الهی بایستی با همدلی تمامی ارکان های حکومتی و همچنین آحاد مردم همراه باشد. باید با وفاق ملی و همکاری مردم از این پیچ تاریخی عبور کرد چرا که ذره‌ای غفلت سبب برخورد شدید با موانع خواهد شد. و مسیر تحقق این امر عمل به همین شعار عزم ملی و مدیریت جهادی است.

 

مسلم است این زمان مقطع مهمی از تاریخ است. کسانی که در حوزه، دانشگاه، دولت و رسانه و ... هستند، بایستی مسائل را با توجه حساسیت بالای این مقطع ببینند و بفهمند. متاسفانه دانشجویان و متفکرین خارج از ایران، انقلاب اسلامی و قدرت و اهمیت آن را بیشتر از خود ما درک کرده‌اند. تردیدی نیست که چه‌بسا بهترین شیعه‌شناسان اکنون در خدمت اسرائیل هستند، چون آن‌ها به خوبی درک کرده‌اند که شیعه و انقلاب اسلامی ایران و پیامدهای منطقه‌ای آن، تحول بسیار مهم با قدرت تأثیرگذاری زیادی است که برای مقابله با آن باید نخست آن را شناخت. لذا هم در حوزه‌ی اندیشه و هم در قلمرو عمل، موقع تغییر قبله رسیده و نخبگان باید کاری انجام دهند. اگر فکر می‌کنیم ایدئولوژی اسلام درست است، نباید خجالت کشید. باید با ادبیاتی متناسب با مخاطبان، یک پارادایم جدید را پیش روی آن‌ها گذاشت و راه صحیح اندیشیدن و زندگی کردن را به آنها نشان داد. این مهم منجر به ایجاد مقدمات برای تحقق حکومت صالحان بر جهان خواهد شد.

 


 

اشتراک خبرنامه

با وارد کردن نشانی پست الکترونیکی خود جدید ترین اخبار را دریافت کنید.

گالری تصاویر